از دور دست ها ..

از کیلومتر ها فاصله هم میشود لمس کرد

عشق را ...

و 

محبت را ...

حتی اگر 

منشأش قلبِ مهربانِ  کسی باشد 

که هیچ گاه از نزدیک ندیده باشی اش !

مهر ماه یکی از آن روزهای دل انگیز پاییزی دو سال پیش بود که برای اولین بار وارد وبلاگت شدم ! تنها خواندن یکی از پست ها کافی بود تا قلم زیبا و آنهمه احساس پاکی که پشت واژه واژه حرف هایت نهفته بود مرا مجذوب خود کند و وادار به خواندن یکی یکی پست ها از ابتدای آرشیو نوشته ها ! 

با خواندن هرکدام از پست ها بیشتر و بیشتر عاشق نوشته ها میشدم و به دلم مینشستند... چه روزهایی که همراه صدای باران وبلاگ خودم با نوشته هایت همراه میشدم و حرف هایت را میخواندم و کیف میکردم و لذت میبردم ... با اینکه هیچ گاه از نزدیک ندیده بودمت اما بیشتر لحظه ها حضورت را حس میکردم ... حرف هایت همیشه برای من آشنا بودند .... 



به بهانه ی این روز قشنگ روز تولدت چند خطی برایت نوشتم هر چند دوست داشتم واژه هایم در خور و شایسته ی مهراوه ی عزیزم بانوی عاشقانه ها باشد اما بضاعت قلمم تا همین حد بود ... 

قدیمی ترین دوست ِمجازیِ حقیقی ام... مهراوه ی عزیزم !  " تولدت مبارک "

دوستدار همیشگی ات : پریسا .