گاهی چقدر بدم میاد از این دنیا از این دنیایی که گاه از نوع مجازیش هم توش راحت نیستی دنیایی که با اسم مجازی میای و مینویسی اما باز هم مجبوری یک سری اصول رو بخاطر مخاطبینت رعایت کنی در عین حال باز هم مورد سرزنش قرار بگیری 

من از خودسانسوری تو دنیای مجازی بدم میاد دوست دارم اگه حداقل تو عالم واقع نمیتونم یه حرفایی رو بخاطر دید و نگرش متفاوت افراد و قضاوت های نادرست و سطحیشون بزنم در عوض بتونم اینجا و تو دنیای مجازی با اسم مجازی و توی چهار دیواری و اختیاری مجازی راحت باشم و از هر چیزی که دلم میخواد بنویسم شاید یک روز دوست داشته باشم از خودم تعریف کنم یا اصلا در مورد یکی از خصوصیات بدم بنوسم یا در مورد خانواده و دوستان و شرایط زندگیم بنویسم یا در مورد خدا و ائمه و اعتقاداتم ...

من اینجا توی خونه ی مجازی خودم هر چیزی که دوست داشته باشم و راجب خودم باشه میتونم بنویسم و کسی نمیتونه و حق نداره بهم بگه هدفم از نوشتن یه حرف خاص چی بوده !

ریا و خود شیفتگی و خودنمایی توی دنیای مجازی معنایی نداره چون کسی که با اسم مجازی مینویسه یعنی نمیخواد در عالم واقع کسی بشناسدش و این میتونه دلیل محکمی بر رد یک سری حرف ها و تهمت ها باشه !!

اگه ما توی خونه و دنیای مجازی مون هم نتونیم راحت باشیم پس اینجا چه فرقی میتونه با دنیای واقعی داشته باشه ؟؟

واقعا متاسفم برای بعضی افراد که حتی نمیتونن فرق بین مجازی و واقعی رو درک کنن و هر حرف بی ربطی رو بدون در نظر گرفتن احساسات واحتمال ناراحتی طرف مقابل شون میزنن و تو امورری که هیچ ارتباطی بهشون نداره دخالت میکنن و در واقع کاسه داغ تر از آش میشن !

امروز که داشتم کامنتای وبلاگ نفس روبا موبایلم میخوندم وقتی دیدم یکی از مخاطبین چه حرفایی راجبش میزنه واقعا از ته دل ناراحت شدم و همش نگران بودم آخرش یه کاری کنن که نفس بخواد حرف از رفتن بزنه !! اما همینجا از نفس میخوام که به حرمت این ماه عزیز حرفا و کامنتای یه سری رو که باعث ناراحتیش شدن رو فراموش کنه و دوباره بیاد و بنویسه و همراهمون باشه چون واقعا وقتی نیست فضای نت خیلی دلگیر میشه !