رویاهایم ..
این دوست خوبم الهام تو یه بازی وبلاگیِ نوشتن رویاها شرکت کرده بودن بعد ما هم خوندیم خوشمون اومد و خواستیم دیگه بی دعوت خودمونو بندازیم وسط بازی :))
در مورد رویاها و آرزوهامون ..
یادم میاد اون قدیم ندیما من و پسر خاله و دختر خالم که بچه بودیم دوست داشتیم یه کلک چوبی بزرگ درست کنیم و وقتی میریم تو دل طبیعت بندازیمش تو رودخونه و بشینیم توش و برونیمش , یه بارم رفتیم نجاری و کلی چوب گرفتیم ازش و اومدیم چوبا رو با نخ نامرئی به هم وصل کردیم ولی اصلا نمیشد بهش گفت کلک و ما توش جا نمیشدیم این بود که آرزومون دست نیافتنی باقی موند !!
بعدش اون بچه گیام دوست داشتم مخترع شم یادمه یه بار که معلممون موضوع انشا رو "میخواهید در آینده چه کاره شوید" مطرح کرده بود , تو انشام نوشته بودم میخوام یه دستگاهی رو اختراع کنم که حسگر داشته باشه و بره ته زمین و زمان و مکان دقیق زمین لرزه ها رو مشخص کنه تا مردم یهو غافل گیرش نشن و به موقع تمهیدات لازم رو برای نجاتشون انجام بدن ولی خوب اینم نشد که بشه !!
ولی از رویاهای الانم که دلم میخواد در آینده به بیشتر کشورای دنیا سفر کنم و با مردمشون حرف بزنم و ازنزدیک با فرهنگ هاشون آشنا بشم و جاهای دیدنی شون رو ببینم به خصوص بیشتر دوست دارم این سفرهام حالت جهانگردی به خودش بگیرن و اگه بشه با یک دوچرخه حالا دوتا هم شد اشکالی نداره دیگه دوتایی میریم :)) .. از بین کشورها ژاپن رو بیشتر ازهمه دوست دارم بشناسم و همینطور میخوام از همه کشورها حداقل یکی دوتا دوست صمیمی پیدا کنم و باهاشون در ارتباط باشم و حتی ازشون دعوت کنم بیان ایران و جاهای توریستی و تاریخی و مذهبی ایران رو بهشون نشون بدم
یکی دیگه از آرزوهای من پروازه که بتونم چتر بازی یاد بگیرم و جرات سوار شدن بالن رو داشته باشم و برم اون بالا بالاها پیش ابرا و کلی کیف کنم با خودم راستش بیشتر از چتر بازی هم دوست داشتم یه وسیله ای شبیه بال پرنده ها وجود داشت که باهاش میتونستم بدون واسطه پرواز کنم
در مورد رویاها و آرزوهامون ..
یادم میاد اون قدیم ندیما من و پسر خاله و دختر خالم که بچه بودیم دوست داشتیم یه کلک چوبی بزرگ درست کنیم و وقتی میریم تو دل طبیعت بندازیمش تو رودخونه و بشینیم توش و برونیمش , یه بارم رفتیم نجاری و کلی چوب گرفتیم ازش و اومدیم چوبا رو با نخ نامرئی به هم وصل کردیم ولی اصلا نمیشد بهش گفت کلک و ما توش جا نمیشدیم این بود که آرزومون دست نیافتنی باقی موند !!
بعدش اون بچه گیام دوست داشتم مخترع شم یادمه یه بار که معلممون موضوع انشا رو "میخواهید در آینده چه کاره شوید" مطرح کرده بود , تو انشام نوشته بودم میخوام یه دستگاهی رو اختراع کنم که حسگر داشته باشه و بره ته زمین و زمان و مکان دقیق زمین لرزه ها رو مشخص کنه تا مردم یهو غافل گیرش نشن و به موقع تمهیدات لازم رو برای نجاتشون انجام بدن ولی خوب اینم نشد که بشه !!
ولی از رویاهای الانم که دلم میخواد در آینده به بیشتر کشورای دنیا سفر کنم و با مردمشون حرف بزنم و ازنزدیک با فرهنگ هاشون آشنا بشم و جاهای دیدنی شون رو ببینم به خصوص بیشتر دوست دارم این سفرهام حالت جهانگردی به خودش بگیرن و اگه بشه با یک دوچرخه حالا دوتا هم شد اشکالی نداره دیگه دوتایی میریم :)) .. از بین کشورها ژاپن رو بیشتر ازهمه دوست دارم بشناسم و همینطور میخوام از همه کشورها حداقل یکی دوتا دوست صمیمی پیدا کنم و باهاشون در ارتباط باشم و حتی ازشون دعوت کنم بیان ایران و جاهای توریستی و تاریخی و مذهبی ایران رو بهشون نشون بدم
یکی دیگه از آرزوهای من پروازه که بتونم چتر بازی یاد بگیرم و جرات سوار شدن بالن رو داشته باشم و برم اون بالا بالاها پیش ابرا و کلی کیف کنم با خودم راستش بیشتر از چتر بازی هم دوست داشتم یه وسیله ای شبیه بال پرنده ها وجود داشت که باهاش میتونستم بدون واسطه پرواز کنم
و اما از رویاهای بعید و دور از دسترسم سفر با ماشین زمان به گذشته و آینده است اینکه بتونم مدل زندگی های گذشتگان و آیندگان رو از نزدیک ببینم فیلمایی هم که در این موردن رو خیلی دوست دارم .. این رویا بعضی مواقع تحققش تو خواب فقط امکان پذیره و من خودم چندبار خواب قدیما رو دیدم زمانی که هنوز خودمم به دنیا نیومده بودم
و اما در مورد آینده و زندگی هم دلم میخواد مرد رویاهام در مورد علایق و تحصیلات بیشتر شبیه خودم باشه و تا همیشه همو دوست داشته باشیم .. بعد دوست دارم تا جایی که میتونم تحصیلاتم رو ادامه بدم تا دکترا و بعد ترش اگه خدا بخواد و در مورد کار هم خوب دوست دارم تا اندازه ای باشه که لطمه ای به زندگیم نزنه چون همه کار میکنن که بهتر زندگی کنن نه این که قضیه برعکس بشه و یکیم اینکه دوست دارم دو تا بچه داشته باشم یکی پسر و یکی دخمل :)) که کلی هم از الان دوسـ♥ـشون دارم
اینا یه گوشه ای از رویاهام بود که نوشتم براتون
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۸ ساعت 0:21 توسط پری سآ
|